محکوم به گناه
مطالب رمانتیک وعاشقانه
سالها... پنهانت کرده بودم در سبزینه آن گیاهی که در کالی احساسم روئیده بود احساسم را کشتم در هیاهوی نوبری بلوغ و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم خواستنم ریشه در ابدیت داشت سالها... من ندانستم تو عشق از " گلشن امروز " میخواهی و بودن از " خوشه الان " میچینی... توسط فلورا
نظرات شما عزیزان:
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |